بیش تر شکست ها در زمان وقوع از خود نوعی هشدار نشان می دهند. این هشدار شکست بالقوه نامیده می شود و به صورت شرایط فیزیکی قابل تشخیصی تعریف می شود که نشان گر وقوع شکست کارکردی و یا شروع این فرآیند خرابی است. از سوی دیگر شکست کارکردی به صورت عدم توانایی تجهیز در راضای استاندارد عملکرد تعریف شده توصیف می شود. تکنیک هایی که برای کشف شکست های بالقوه به کار می روند به عنوان فعالیت های نگهداری و تعمیرات اقتضائی شناخته می شوند ، زیرا با این روش تجهیزات بازرسی شده و براساس اقتضائی که استاندارد عملکرد را ارضا نماید در سرویس باقی می مانند. فرکانس انجام این بازرسی ها با استفاده از فاصله P-F تعیین می شود که فاصله میان آشکار شدن شکست بالقوه و ادامه خرابی تا وقوع شکست کارکردی است.

تکنیک های اصلی نگهداری و تعمیرات اقتضائی سابقه ای به درازای تاریخ بشر داشته و در واقع در قالب حواس انسان (بینایی ، شنوایی ، لامسه و بویایی) قرار می گیرند. چنان که در فصل هفتم نیز شرح داده شد ، اصلی ترین امتیاز فنی استفاده از این توانایی افراد در این است که ایشان می توانند دامنه وسیعی از شرایط شکست های بالقوه را با این چهار حس خود کشف نمایند. اما معایبی نیز در بازرسی متکی بر حواس انسانی وجود دارد که شامل دقت پایین آن ، و هم چنین کوتاه بودن فواصل P-F بدست آمده است.

اما هرچه زودتر بتوان شکست بالقوه ای را کشف نمود ، فاصله P-F مربوطه نیز بلندتر خواهد بود. فواصل P-F بلندتر بدین معنی هستند که نیاز به انجام بازرسی های کم تری وجود دارد و یا مدت زمان بیش تری برای انجام اقدامات مقتضی برای اجتناب از پیامدهای شکست در دست خواهد بود. به همین دلیل است که این همه تلاش صرف تعریف شرایط شکست بالقوه و بسط و توسعه تکنیک های کشف آن ها می شود تا بتوان به فواصل P-F بلندتری دست یافت.

به هر حال شکل ۱.۴A در صفحه بعد نشان می دهد که یک فاصله P-F طولانی بدین معنی است که شکست بالقوه را باید در نقطه بالاتری از نمودار کشف نمود. ولی هرچه بر روی این نمودار بالاتر برویم ، انحراف از شرایط عادی کم تر می شود (به ویژه اگر مراحب فرسایش حالت خطی نداشته باشند). هرچه این انحرافات کوچک تر باشد ، تکنیک پایش وضعیت طراحی شده برای شکست بالقوه باید حساس تر باشد.

۲. دسته بندی تکنیک های پایش وضعیت

اکثر انحراف کوچک ورای محدوده حواس بشر هستند و فقط توسط ابزارهای خاص قابل تشخیص هستند. به عبارت دیگر از تجهیزاتی برای پایش وضعیت تجهیزاتی دیگر استفاده می شود و به همین دلیل است که از این تکنیک ها با عنوان پایش وضعیت یاد می شود. این موضوع باعث تمایز این تکنیک ها با سایر انواع نگهداری و تعمیرات اقتضائی (پایش عملکرد ، تغییرات کیفیت و حواس بشری) می شود.

همان طور که در فصل هفتم نیز گفته شد ، تکنیک های پایش وضعیت حقیقتا چیزی جز ویرایشی دقیق تر از حواس بشری نیستند. همان طور که حواس بشر به نشانه های شکست بالقوه (نویز ، بو و غیره) واکنش نشان می دهند ، تکنیک های پایش وضعیت نیز برای این طراحی شده اند که بتوانند نشانه های خاصی را کشف نمایند (ارتعاشات ، دما و غیره). برای ساده تر شدن موضوع ، دسته بندی این تکنیک ها به شرح زیر بر اساس نشانه های مربوطه (یا اثرات شکست بالقوه) انجام می شود.

¡ اثرات دینامیکی : پایش وضعیت دینامیکی ، شکست های بالقوه ای را کشف می نماید که مقادیر غیرعادی انرژی را به شکل امواج ارتعاشی ، اثرات ضربه ای (پالس) و یا صوتی از خود منتشر می کنند (به ویژه در رابطه با تجهیزات دوار).

¡ اثرات ذرات : پایش ذرات به موضوع کشف شکست های بالقوه ای می پردازد که ذرات ناپیوسته ای را در اندازه و اشکال مختلفی به هنگام کارکرد تجهیز در محیط پخش می کنند.

¡ اثرات شیمیایی : پایش شیمیایی به کشف شکست های بالقوه ای می پردازد که باعث پخش مقادیر قابل اندازه گیری از مواد شیمیایی در محیط می شود.

¡ اثرات فیزیکی : اثرات فیزیکی شکست نشان گر تغییرات در ظاهر فیزیکی یا سازه ای تجهیزات است که می توان آن ها را مستقیما کشف کرد و تکنیک های پایش وضعیت مربوطه که شکست های بالقوه ای مانند ترک ، گسیختگی ، آثار قابل تشخیص سایش و تغییرات ابعادی را تشخیص می دهند.

¡ اثرات دمایی : تکنیک های پایش وضعیت دمایی به دنبال کشف شکست های بالقوه ای هستند که باعث افزایش دمای خود تجهیز می شود (برخلاف افزایش دمای موادی که به وسیله تجهیز تحت فرآیند قرار می گیرند).

¡ اثرات الکتریکی : تکنیک های پایش وضعیت الکتریکی به دنبال تغییرات در مقاومت الکتریکی ، هدایت الکتریکی ، قدرت دی الکتریک و پتانسیل الکتریکی هستند.

تاکنون انواع بسیار زیادی از تکنیک ها ایجاد شده و توسعه یافته اند و تعداد بسیار بیش تری نیز هرروزه پدیدار می شوند ، پس امکان ایجاد فهرست کاملی از تمامی تکنیک ها دشوار است. در این پیوست خلاصه بسیار کوتاهی از ۹۶ تکنیک مختلف که امروزه به کار می روند ارائه شده است. برخی از این تکنیک ها شناخته شده و کاملا جا افتاده هستند ، در حالی که برخی دیگر در دوران اولیه رشد خود و یا حتی هنوز موضوع تحقیق و توسعه هستند.

به هر حال ، این که هر کدام از این تکنیک ها از نظر فنی امکان پذیر یا مقرون به صرفه می باشند یا نه را باید با همان جدید که هر فعالیت اقتضائی دیگری بررسی می شود ارزیابی نمود. برای کمک به این هدف ، در این پیوست مسائل زیر برای هر کدام از تکنیک ها بررسی شده اند :

¡ شرایط شکست بالقوه که به وسیله تکنیک مربوطه قصد کشف آن ها را داریم (وضعیت تحت پایش).

¡ تجهیزی که تکنیک برایش طراحی شده است (کاربرد).

¡ فاصله P-F ای که نوعا می توان به وسیله تکنیک بدان دست یافت. بنابر دلایل روشنی از این فاصله P-F کلی فقط می توان به عنوان یک راهنمای تقریبی استفاده نمود.

¡ روش کار (عملیات).

¡ آموزش و یا سطح مهارت مورد نیاز برای به کار بردن تکنیک (مهارت).

¡ امتیازات تکنیک

¡ معایب تکنیک

پیش از توجه موردی و خاص به تکنیک ها ، گفتن این مطلب خالی از لطف نیست که امروز توجه بسیار زیادی صرف تمرکز بر پایش وضعیت می شود. اغلب به علت جدید و پیچیده بودن این تکنیک ها ، از آن ها کاملا جدا از سایر جنبه های نگهداری و تعمیرات زمان بندی شده یاد می شود. اما نباید این موضوع را فراموش کنیم که پایش وضعیت فقط یکی از انواع نگهداری و تعمیرات پیش اقدام است. هرگاه از این تکنیک ها استفاده می گردد ، باید استفاده از آن ها به گونه ای طراحی شده که در قالب برنامه ها و سیستم های زمان بندی شده عادی جای گیرد ، و باعث ایجاد سیستم های موازی پرهزینه نشود.

درباره ی محمد معتمدی

یک پاسخ ارسال نمایید